نرم نرمک میرسد

عید یعنی سفره هفت سین و مقدار متنابهی شیرینی و شکلات.

هیچ سالی اینقدر گرفتار نبودم اما امسال اولین سالی بود که خرید عیدم عقب افتاد و بیست و هفتم رفتم برای خریدای خودم تا حالا شهرو اونقدر شلوغ ندیده بودم و البته خرید اونقدر جذابیت داره که شلوغی و گرونی ابدا از شور مردم کم نمیکنه


الان نزدیک به سیزده ساعت تا تحویل سال مونده و من توی این شلوغی قبل از عید که هرکی دنبال ردیف کردن کارا و لوازم خودشه که فردا سر ساعت بشینه سر سفره من یه گوشه نشستم و دارم مطلب مینویسم.
دوستان سال نود یک رو به همتون تبریک میگم و براتون سال خوبی رو آرزو میکنم.
"نفس"

فرهادی متشکرم

جدایی نادر از سیمین اسکار را هم گرفت.
و دوباره سکوت خبری رسانه ها شگفت زده مان کرد.
فرهادی دیگر جزئی از هویت نسل ماست.
حال بجای اینکه غبطه بخوریم  "در هوایی نفس میکشیم که مسی در آن نفس میکشد"
میتوانیم افتخار کنیم "نسلی هستیم که فرهادی برایش فیلم میسازد"
آقای فرهادی از شما ممنونم که دوباره و دوباره به ماگوشزد میکنید ایران را
امروز حرفی که در مراسم گفتید را با گوشت و خونمان حس میکنیم
بگذار هرچه میخواهند بگویند
اینجا سالهاست فرهنگ و تمدنمان را به زیر لایه زخیمی از سیاست مدفون کرده اند.
.
.
.
پ.ن:چند وقتی بود دلم برای نوشتن راضی نمیشد هر روز دانشگاه و درس و بعد خستگی
دنبال یه بهونه میگشتم تا پستش کنم، از آقای فرهادی ممنونم که این بهونه رو برام ساخت
"نفس"